هوای هشتم...

من،

حتی قدر همان آدم برفیِ بازی های کودکانه حرم هم نبودم...

آفتاب را که دیدند...
.
.
همه آب شدند.


بعد نوشت :

دلم یک دل سیر گریه میخواهد در آغوش مهربانِ شمس الشموس...


این روز ها سخت عاشقم...


به هیـــــــچ روزی پس ات نمـــــی دهم !

به هیـــــچ ساعتــی

به هیـــــچ دقیقـــه ای

به هیــــچ ، هیچــــــــــی !

به هیچ، همه ای !

سخت چسبیـــــده ام  تمامـــت را ...


پ ن :

اجـــازه دهید گاهـــی نقطه چین هایــم مزه مزه کنند حس شنوایی مخاطب خاصم را...

پ پ ن:

در سفریم، اما دلم تنگ خانه است. همانجا که انبوهی از خاطرات مان نهفته است.

خانه من و همخانه ام.


بهارانه...


بهار زیباست، اگر گذارَش، تکراری می بود بر روزهای با تو بودن ...
حیف که همه می شمارند بهار های بی تو خزان شده را...

پ ن :
در بهار آزادی، جای شهدا خالی...