تقویم زندگی ام...
چند روز بعد از خواستگاری بنده حقیر، مطلع شدیم این دیالوگ بین دو تا از همسایه ها ردو بدل شده:
الف: "فکر میکنم جمعه خواستگاری دخترِ آقای حقی بود"
ب: چطور؟
الف: آخه صدای صلوات میومد از خونه شون.
(امشب دمِ خونه مون عروسیه، متاسفانه از عصر سر درد گرفتم از صدای آهنگشون)
الف: "فکر میکنم جمعه خواستگاری دخترِ آقای حقی بود"
ب: چطور؟
الف: آخه صدای صلوات میومد از خونه شون.
(امشب دمِ خونه مون عروسیه، متاسفانه از عصر سر درد گرفتم از صدای آهنگشون)
پ.ن :
هنوزم که به تقویم زندگی مون نگاه میکنم:
خوشحالم از اینکه، میلاد حضرت زینب س با هم آشنا شدیم، میلاد حضرت زهرا رسما به عقد
هم دراومدیم.، میلاد حضرت رسول ص هم زندگی مشترکمون رو زیر یک سقف شروع کردیم
پ.پ.ن:
قدر جوونی و زندگی مون رو بدونیم،
پیمانی رو که میشه با حلال خدا شروع کرد و با همین اسباب معنوی بیمه اش کرد، چرا این جشن آسمانی رو با گناه آلوده کنیم؟
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 23:52 توسط یاس
|
گرچه روئیدن و بالندگی، مطلوب تمامی خلائق است، اما این مهم ممکن نیست مگر با مشقت.