کند و لنگان لنگان در حرکتند

این بیخیال موجودات، عمریست تبانی کرده اند،

چه خبر دارند از دل من اما؟

چه می فهمند که، حال منتظر خراب است؟!

خوبِ من:

امشب تا سحر دعای صحت زمزمه میکنم برایت،

 اشک هایم را در آغوش بادبادک های خیالم به سویت پر میدهم.

تا ببینی بی تو چه ها کشیده ام.

پ.ن:

برکت دانه های *بِـ ـ رَنج* از وجود شماست،

زمین را در التهاب غیبتت بیش از این نسوزان مولای خوبیها

فصل درو رسید، بیا ای انتهای طراوت شالیزارها.

منتظریم آقا...


بعد نوشت:عید بر عاشقان مبارک باد.